هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

139

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

مىباشد ، چيزى مشاهده نشد . طيبه ، اسم دره و كوهى است و آن كوه ، ملوّن به الوان مختلف مىباشد ، يعنى از خاك‌هاى رنگارنگ تشكيل يافته [ است ] . امروز ، متّصل باد گرم مىآمد و هرقدر ما پايين‌تر مىآمديم و فى الجمله نزديك به دريا مىشديم ، گرما بيشتر موثر مىشد . درهء طيبه در كنار دريا ، منتهى به دماغهء ابو ذينم مىشود . از سنگينى هوا پيدا است كه ما امشب دچار « 1 » توفان و باد خواهيم شد ؛ و به همين ملاحظه ، من بعد از شام و قبل از خواب ، ميخ‌هاى چادر را كوبيدم و خوب محكم كردم . نزديك به نصف‌شب ، باد برخاست و زحمات من به خرج باد نرفت و بيهوده شد . وزيدن باد تند از كوه ، تلاطم امواج از دريا [ و ] ظلمت شب ، معلوم است كه مسافر را چگونه خائف و متوحش مىسازد . از نصف‌شب گذشته ، بادى كه مىوزيد ، به شدّت گرم بود و ذرات فسفرى روشن همراه داشت . با آن‌كه ابر روى آسمان را گرفته و هيچ ستاره [ اى ] ديده نمىشد ، اين تشعشع و روشنايى در هوا ندانم از كجا بود . رفيق من مسيوونس از بابت اين‌كه شن زيادى در حلق و حنجرهء او داخل شده ، شكايت مىكرد و نزديك بود خفه شود ؛ چون شن‌ها كه داخل حنجرهء او شده گرم بوده ، خيلى اذيّت به‌نموده است . مختصر ، دو سه ساعت اين باد و توفان امتداد پيدا كرد و يكى از چادرهاى ما را خراب كرده ، به زمين انداخت ؛ با آن‌كه آن چادر با 14 اطناب استوار شده « 2 » بود . قريب [ به ] صبح ، باد ايستاد و هوا آرام گرفت و ما باز به زندگى اميدوار شديم و خدا را شكر كرديم كه از چنين توفان سختى جان به در برده‌ايم ؛ و صاحبان اطّلاع مىدادند كه انقلاب هوا و توفان شديد عربستان ، غالبا مهلك است . بايد دانست كه هروقت از اين قبيل توفان‌ها در عربستان مىشود ، دو سه روزى ، هوا را خوب مىكند ، امّا شخص همان‌قدر كه از نتيجهء آن محظوظ « 3 » مىشود و بدان مايل است از خود آن هارب « 4 » و بيزار مىباشد .

--> ( 1 ) . در اصل : دوچار ( 2 ) . در اصل : شده شده ( 3 ) . بهره‌ور ، حظ برده . ( 4 ) . هارب ( hareb ) ، گريزنده ، فراركننده .